تبلیغات
●۞●●۞ ●●●..خلوت تنهایی..● ●●۞●●۞● - حالم داره بهم میخوره از...

حالم داره بهم میخوره از...

جمعه 14 فروردین 1388 01:25 ق.ظ

نویسنده : حسنی

حالم بهم میخوره.

از اونهایی که جا نماز آب میکشن

حالم بهم میخوره  از اونهایی که اسایش  خودشون رو

 به دیگران ترجیح میدن

چند سال زنده ایم مگه اونهم به جنگ و دعوا بگذرونیم ..؟

حالم از ادمهای دروغ گو بهم میخوره

حالم از ادمهای فراموش کار بهم میخوره..

همه میدونن..دروغ گو دشمن خداس ...ولی باز

اسم مصلت میاد وسط .. پس اگه مصلحت باشه خدا بزرگه

عادت کردن به دروغ. مسخره کردن خرد کردن شخصیت دیگران

.مجبوری مسخره کنی یه جک بگو بخندیم...واجبه به من بخندی؟

عرق خور  زنا کار  نزول  خور  میرن زندان

تو دروغ گو هم هم چنین .

تو مادر بد دهن  تو پد ربد اخلاق هم چنین... بهشت زیر پای مادرست

همون ادم گفته ادم بد اخلاق بهشت نمیره. 

کی میخوام بفهمین مردن بد نیست کشتن کار بدیه...

چرا قصد کشتن داری/

چرا مجبوری هر کاری دلت میخواد انجام بدیم

چند سال زنده ایم مگه؟

چرا وقتی تاراحتی  نباید گلهایی باقچه رو اب ندی؟

چرا وقتی شادی به غم دیگران میخندی؟

وقتی هم خودت غمگینی توقع داری درکت کنن؟

بهم بگو تو که عاشقی

حق چیه   حقیقت کدومه؟

عاشق و معشوق کیه ؟

مقصدو مقصود .کجاس؟

درد چیه دوا چیه؟

عابد و معبود   کیه؟

شمع بو ن ذره ذره آب گشتن تا بکی؟

راه پر خاشاک را آرام رفتن تا بکی؟

در به رویم بسته ام از این اون خسته ام

من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام

دربهار زندگی احساس پیری میکنم

با همه آزادگی فکر اسیری میکنم

بس بد دیدم ز یاران به ظاهر باوفا

بعد از این برکودک دل سخت گیری میکنم .....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -