تبلیغات
●۞●●۞ ●●●..خلوت تنهایی..● ●●۞●●۞● - به نظر شما .

به نظر شما .

شنبه 22 مرداد 1390 09:27 ب.ظ

نویسنده : حسنی
ارسال شده در: عمومی ، خلوت دل ،

به نظر شما شاید من  ناز باشم شاید هم زشت

به نظر شما شاید جالب یا خیلی مصنوعی باشم.

شاید یکیتون مثل  حسنی بگه بچه ها فرشته هستن

بعضی هم مثل این دختر مهسا بگه بچه یعنی چندشه

یا خیال بکنید مادرم پشت دور بین وایستاده نگران منه

با بام هم داره با یه لبخند شیطانی داره پول های رو که

از عکاس گرفته میشماره اینجوری

به نظر شما شاید چیز های دیگه بیاد

ولی من فقط خوابم میان  فقط خواب

.........................................................................

دیروز  خدیجه خانم.(خدیجه خاله} فوت کرد

این سومین همسایه ما بود توی عرض دوماه فوت کردن..

خدا رحمتش بکنه خدا رفتگان

شما رو هم بیامرزه..

صبخ وقتی فوت کرد رفتم بالای سرش

نگاش کردم..صورتش رو باز کردم رنگ پریده لاغر

انگار یه مومیای چون از بس لاغر شده بود استخون

های کونش زده بود بیرون...با این اخری ها من رو میدی

دست میداد گونه هام رو می بوسید .{نجیر سن حسن.

مامانی نقیر... گل گدگ قناخ اول}.همیشه حرفش این بود

چقدر دلم  گرفت.مرگ تدریجی برای همه عادت شده بود

مردنش دور از انتظار نبود... و چقدر تلخ.چقدر تنهابود

.شکسته قلب تنهاش     پر از سکوت لبهاش

اخر راه رسیده             چه ناامید چشماش

کاش می شد ای مسافر     تا قیامت سفر بود

برای باقی مودن       یه دنیای بهتر بود

...............................

 . ای عزیز با این که دوری ولی  بری سفر.حتما دلم

برات تنگ میشه...نمیم نرو. نمیگم بمون..

هیچی نمیگم.

هیچی

............................................




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 24 مرداد 1390 03:49 ب.ظ