تبلیغات
●۞●●۞ ●●●..خلوت تنهایی..● ●●۞●●۞● - یکی بهم میگه چرا ؟

یکی بهم میگه چرا ؟

سه شنبه 2 شهریور 1389 07:14 ب.ظ

نویسنده : حسنی
ارسال شده در: عمومی ،

 

یکی بهم میگه چر؟

ا  sanjagak35عبدالله خواجه وندی

چرا با اینهمه داشته هاش معتاد شد دنبال چی بود تو رگش

که سوزن میکرد چی رو بیاره بیرون..

راستی بهم میگد

ممکن جون ادم از همون سوراخ  سوزن در بیاد بیرون ؟

یعنی دیگه ایدیش هیچ وقت روشن نمیشه....

دیگه نمیگه داش حسن چه خبر .

راستی  سنجاقک 35 چه خبر از اونور شب هفتم  چطور بود؟

.......................................................

بهم میگید   چرا.؟

 وقتی پیرزن همسایمون مرد  نوه هاش  همه عینک دودی زدن ؟

به من میگید چرا؟

یکی یهویی میمیره عزیزه ولی طولانی میمیره (بستر بیماری )

همه چیزش از دست میره حتی دیگه کسی براش گریه هم نمیکنه؟

ولی بهم بگید چرا؟

 سعید  نماز میت مادر بزرگش رو مسخره میکرد؟

 دیگه چرا ؟ کسی به مرده ها ارزش قاعل نیست . سعید داشت

 مادر بزرگش رو مسخره میکرد یا نماز رو؟

ارزشی برای زنده ها هم کسی ..

خوشگلی .پول  تریپ . عشق. محبت .

.............................................

توجه کردید سریال های ماه رمضون هم

دیگه بوی ماه رمضون رو نمیده....

بعضی ها نمیگرین هیچ. افتخار هم میکنن

ماه رمضون بعضی ها چاق میشن

نیمدونم کسی یه وعده  غذا نخوره چاق میشه یا لاغر؟

عجب مهمونی راه میندازن گربه ها شب ها

وقتی نایلون زباله هارو باز میکنن.مرغ و ماهی. شب قبل

میبینم هی ..

دلم هی میگره گاهی  باز میشه یه وقت های امید وار میشم

بعدش باز نا امید میشم...

هیچکس مترسک و دوست نداره چون پرنده ها رو می ترسونه.....

    اما من دوستش دارم چون تنهایی رو درک می کنه.......




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



نمایش نظرات 1 تا 30